هديه هديه ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره

هديه خانم، مغز بادوم

زبان هدیه خانم

سلام گل دخترم  امروز می خوام از کارهای شیرین و حرف زدن بامزت بنویسم کلا بعضی حروف رو نمی تونی تلفظ کنی مثل گ،ق،خ پس یه راه حل داری به جاشون یا یک صدا می ذاری مثل اورباءه(قورباقه) ، اواولی او او( قوقولی قوقو) یا اینکه از ه استفاده میکنی مثل حر(خر)، هل(گل)،هاو(گاو)  برای بعضی کلمه ها هم کلا اختراع می کنی مثل شکسکوندم(شکستم) بعضی وقتا هم عمدا اشتباه حرف می زنی مخصوصا شعر ها رو خیلی دوست داری اینجوری بخونی مثل اپل مپل پروپه پی پواد (اتل متل خروسه بی سواد) تازگی گل دخترم یه کار خیلی خرناک می کنه از رو همه چیز می پره البته نه به طور معمولی مثل ژیمناستا جوری می پری که اون طرف مانع روی دستات پایین میای بعد بار...
29 خرداد 1392

عکس های آتلیه

گل دخترم بالاخره این عکس های دو سالگی شما حاضر شدددددددددد اوفففففففففففف من که دق کردم خواستم از عکاسی سی دی عکساتو بخوام تا بزارم توی وبلاگت ترسیدم باز 5 ماه دیگه طول بکشه به همین خاطر خودم ازشون عکس گرفتم الته نور فلاش روش افتاده اما خوب بهتر از هیچیه                     ...
28 خرداد 1392

هفته گذشته

گل دخترم 5 شنبه هفته پیش رفتیم ورامین البته نمیتونم دلیلش رو برات بگم اما به هر دلیلی رفتیم و تا 4 شنبه اونجا بودیم چهار شنبه پدر اومد دنبالمون و با هم برگشتیم اخه 4  شنبه 23 خرداد عروسی دختر عمه پدر فاطمه جون بود ما هم رفتیم عروسی و کلی بهمون خوش گذشت و شما هم خیلی خیلی رقصیدی دختر قشنگ روز سه شنبه یعنی 22 خرداد با مامان اکرم دایی احمد و زن دایی و خانوادش و مادر جون ربابه و بابا علی و دایی صادق اینا رفتیم پارک شقایق ورامین و حسابی به شما خوش گذشت  گل دخترم عشقم روز 20 خرداد چهارمین سالگرد ازدواج من و پدر بود اما متاسفانه حتی نتونستیم کنار هم باشیم اشکال نداره گلم ایشالا سالهای بعد دوستت دارم دختر گلم اینم چند تا عک...
25 خرداد 1392

مسافرت

سلام گلم روز 4 شنبه هفته گذشته یعنی 8 خرداد همراه پدر و مامان نرگس و عمه پانی رفتیم به سمت استارا البته مامان اکرم و دایی و زندایی و مادرجون رباباه و باا علی و دایی صادق و خانومش و سبحان هم از ورامین حرکت کردن و توی انزلی هم دیگه رو دیدم الته دخترکم چشمت روز بد نبینه ماشی پدرت اونجا خراب شد  حدودذ ساعت 7 بوذ و ما بقیه راه رو با دو تا ماشین دیگه رفتیم و تا ساعت 1.30 دقیقه  شب طول کشید تا ماشین  پدر درست شد و ساعت 3.30 رسید استارا اما بقیه سفر خیلی خوش گذشت روز بعد هم همگی رفتیم سرعین و روز جمعه 10 خرداد برای اولین بار بردمت استخر ایرانیان سرعین کلی ذوق کردی و بهت خوش گذشت گل دخترم روز جمعه از اونجا حرکت کردیم و دایی صاد...
13 خرداد 1392

اتوبوس

سلام عشقم  هفته پیش روز 5 شنبه یعنی 2 خرداد برای اولین بار سوار اتوبوس شدی من و شما با هم رفتیم ورامین اونم با اتوبوس خیلی هیجان زده بودی و از اینکه مسافر ها می تونستن توی ماشین را برن تعجب می کردی البته من جوری رفتار نکردم که شما هم بخوای راه بیفتی اما به هر حال کلی ذوق کردی وقتی رسیدیم ترمینال هم دایی احمد اومد دنبالمون و ما رو برد خونه روز جمعه 5 خرداد برای اولین بار صلوات فرستادی و بسم الله گفتی که باعث شد همه ذوق بکنن و کلی تشویقت کردن مادرجون رباباه هم که از همه بیشتر دوست داشت شما این چیز هارو یاد بگیری متاسفانه نبود که ببینه اخه رفته بود اعتکاف  روز شنبه بعدش هم عصرونه خونه زن عموی من بودیم که خیلی خوش گذشت شب ه...
13 خرداد 1392
1